86/03/31
اگر بگوئی که من در برابر این توده ء عظیم ذره ای ناچیز هستم در پاسخ خواهم گفت بلی- ولی تمام حیواناتی که محکوم به مرگ هستند و تمام موجوداتی که از حس برخوردارند- مبتلای درد و رنجند و همچون من در میان درد و اندوه جان می سپارند.آن کرکسی که به ولع تمام بر شکار خود پیروز شده و به شادی تمام مشغول دریدن اندام غرقه به خون اوست -همه چیز را به مراد خود می بیند- اما در این میان شاهینی* به نوبه ء خود با منقار تیز خویش این کرکس از هم می درد و مردی با گلوله ء رگبار خود این عقاب مغرور را می کشد و آنگاه خود این مرد در میدان جنگ- بر روی خاکها زخمی وخون آلود در میان کشتگان جان می سپارد و طعمه ء لاشخوران و کرکسان و زاغان می گردد.بدین تر تیب همه ء اعضای جهان در رنج به سر میبرند.همه برای رنج کشیدن می زایند و همه همدیگر را از میان می برند و شما از این اجزای شوم و منحوس و از بدبختیهای آنان میخواهید سعادت کلی بسازید! بیچاره ء ضعیف بدبخت! در این کار چه سعادتی نهفته است که با ناله فریاد بر می آری و می گویی((که هر چیزی به جای خویش نیکوست))؟. ولی این جهان دروغ تو را فاش می کندو حتی دل خودت نیز صدمرتبه اشتباهات اندیشه ات را آشکار می سازد ... پاسخ باهوش ترین و آگاه ترین مردمان چیست؟ هیچ! ما از خواندن و فهمیدن کتاب سر نوشت عاجزیم.انسان از خودش بیگانه است و نمی داند که چیست و کجاست و از کجا آمده است؟ ذراتی هستند که بر روی این توده ء گل و لای در تعببند و مرگ آنها را فرو می برد و تقدیر با آنها بازی می کند- ولی ذرات متفکری که به هدایت اندیشه آسمانها را پیموده اند- در اعماق بی پایان سر در گم هستند و لحظه ای قادر به شناختن خود نیستند.این دنیا که نمایشگاه غرور و اشتباهات است- پر از تیره بختانی است که از سعادت دم می زنند ... من در روزگار پیشین با لحن آرامتری ازلذات فرح بخش و اصول دلپذیر سخن می راندم-اما به طول زمان و با معا شرت با مردم- در روزگاز پیری دریافتم که این بشر گمراه سخت ضعیف و زبون است- در دل تاریکی نشان روشنی می جستم و زبان ناله و شکایت نداشتم و جز رنج کشیدن راهی در پیش من نبود.
*در متن اصلی عقاب شاهین تایپ شده بود.
برگرفته از>>((آثار بر گزیده ء ولتر)) چاپ لندن۱۹۱۱.صص۵-۳.
نوشته شده توسط سردبیر مهدی صادقی در ساعت 4:59 قبل از ظهر | -
|

