قابل توجه است این مطلب طولانی است به همین دلیل بصورت سریالی درج میکنم.به هر حال پوزش مرا بپذیرید.
تمام اشکال عبادت و توسل به خدا در اصل آدابی بود برای اظهار بندگی به روسای دنیوی: از قبیل دست بر هم نهادن و سجود و رکوع و تملق و ... .امروز هیچ محراب کلیسای کاتولیک کامل شمرده نمی شود مگر انکه آثاری از قدیسان یعنی اجداد قهرمان را داشته باشد.پرستش اجداد به این معنی محدود به چین و ژاپن نیست بلکه در سرتاسر جهان منتشر است.یونانیان و بیشتر اقوام قدیم از مردگان خود استمداد می کردند چنانکه مسیحیان از قدیسان استمداد میکنند.* جامعّهء مردگان چنان واقعی تصور میشد که در بعضی از ادیان مردم به آنها پیام میفرستادند( و میفرستند);البته به بهایی گران:رئیس بنده و غلامی را میخواست و پیام را شفاهن به او می گفت و بعد سرش را می برید. اگر در این پیام رئیس چیزی را فراموش میکرد غلام سربریدهء دیگری را به عنوان بعدالتحریر میفرستاد.** معتقد بودند که شبح انسان مرده قسمتی از آن قدرت ما بعدطبیعی یا ((مانا)) را که هستهء خدایان بعدی است به دست می آورد. از اینجاست که به رضایت خاطر او توجه داشتند.کلمهء Religio (دین) از Religar به معنی به هم پیوستن نیست بلکه از Relegere به معنی توجه و عنایت و مواظبت است;مقابل کلمهء Neglegere که به معنی غفلت و اهمال است.*** این امر با عواطف فرزندی بستگی دارد که در آن ترس از مرده به تدریج به عشق به مرده و مرده پرستی بدل می گردد. حتی یک شخص خونخوار سفاک میتواند پس از مرگش محبوب گردد. قدم بعدی تصور خدا بود به شکل رئیس قبیلهء مرده یا پدر.
مطلب از جادوگری شروع شد در ادامه به قربانی برای خدایان و بعد به آدمخواری و بعد توتم و تابو رسید و اکنون پرستش اجداد را مطالعه می کنید بعد از پایان این مبحث به روح پرستی میرسیم و بعد از آن به مرگ خدایان میرسیم و...
* بر گرفته از > Reinach, p. 80
** برگرفته از >Allen, p. 30. (یاد زرقاوی افتادم) : سردبیر
*** برگرفته از > Reinach, p. 2
لطفادرنظرسنجیها نیزشرکت نمائید
smokeles


