تبليغاتX
ثانیه SECOND

کمیته’ بین المللی نجات پاسارگاد...  

جوامع مختلف در سراسر جهان، بنا بر شرايط جغرافيايي و طبیعی و يا نهادها و سنت ها و ساختارهای اجتماعی خود، آداب و رسوم مختلفی را از گذشته به ميراث برده و بر اساس آن ها، مناسبت های گوناگون را گرامی می دارند. در اين «مجموعه های فرهنگی» جوامع بشری، می توان از خشن ترين رسم ها گرفته تا شاد ترين آن ها، و از آيين های مذهبی گرفته تا جشن های ملی و زمينی را ديد.

شيوه ی انجام اين سنت ها به روشنی نشان می دهدکه پايه و جوهر فرهنگ يک جامعه چيست و چه نوع جهان بينی تفکر آن جامعه را شکل داده است.

خوشبختانه با نگاهی،حتی غيرپژوهشی، به انواع مراسم و جشن های ايرانی، می توان ديد که فرهنگ  باستانی ما، فرهنگی شاد، خردپذير و سرشار از مهر است و در آن نشانه هايي از خشونت، اندوه، و جهل ديده نمی شود. و مهمتر از همه ی اين ها اين فرهنگ توانايي به روز شدن و امروزی شدن را نيز دارد.

شايد زيباترين مشخصه ی فرهنگ ايرانی آن است که ريشه در باور به انسان، و شناخت اهميت او به عنوان موجودی مستقل، تصميم گيرنده، و سازنده دارد و، در عين حال، می توان به پيوند درخشانی اشاره کرد که انسان، در متن اين فرهنگ، با طبيعت و محيط زيست خود دارد؛ پيوندی که مايه های شادمانی و سلامت و رفاه او را نيز در خود می پرورد.

 يکی از مهمترين جشن های فرهنگ ايرانی ما «يلدا» يا «شب چله» است؛ جشنی که قرن های متمادی پابپای انسان ايرانی راه آمده و مردمان ايران آن را با نام های مختلف برگزار کرده اند. قرن هاست که هر ساله، در بلندترين شب زمستان ـ که تاريکی و سرما به اوج خود می رسد ـ مردمان ايرانزمين تا دميدن اولين نشانه های صبح بيدار می مانند تا به استقبال خورشيدی بروند که از نبرد خويش  با اهريمن تاريکی و سرما پيروز بيرون آمده است.

در آئين های يلدا اشاره های بسياری بر تلاش انسان برای بهتر زيستن و درست زيستن وجود دارد؛ واقعيتی که يلدا را سخت ارزشمند می کند.  يلدا، از سويي، به شبِ تولد مهر يا ميترا (که دو استوره ی دوست داشتن و روشنايي اند) گفته می شود، از سويي به آخرين و بلندترين شب سال اشاره می کند که در طی آن تيرگی و سرما تسليم روشنایی و گرمای دم افزون می شوند و، از سويي ديگر، حکايت پاسداشت دوستی و پيمان و وفاداری است.

آنچه چنين آيينی را برای امروز ما نيز کارآمد و پر معنا می سازد، تفکری است اميدوار به پايان  ظلمت و رنج انسان و کوشنده برای رسيدن ناگزير او به روشنايي و گرما و آرامش. و آن چه به اهميت اين جشن می افزايد استفاده از نشانه های رنگارنگ و زيبای طبيعی در آئين های آن است. «سفره ی يلدا» با سرخ ترين و روشن ترين و سبزترين عناصر طبيعیت آراسته می شود؛ و درخت سروی که روزگاری در شب يلدا تزيين می شد تا بفردايي که «روز خرمی» نام داشت در زمين کاشته شود، خود نشانه ای سبز و دل انگيز از ضرورت حفظ محيط زيست در فرهنگ ما بوده است. آيين باستانی زينت کردن سرو ايرانی، که چند صد سال است به دلايل مختلفی در سرزمين ما به دست فراموشی سپرده شده، اکنون در سرزمين های گوناگون جهان به صورت زينت کاج ها و سرو ها، و به نام ها و شکل های مختلف، هنوز زنده است.

متاسفانه حکومت ايران، که از ابتدا و به ويژه در چند ساله ی اخير، آثار تاريخی و باستانی را به دست بی توجهی و تخريب سپرده نه تنها نشانه ها،آیین ها و مراسم غيرمذهبی ايرانی را نفی کرده، بلکه نام بيشتر جشن های ايرانی را از تقويم ها نيز بيرون کشيده است؛ و يلدا يکی از آن جشن هاست.  

     کميته نجات پاسارگاد، امسال نيز چون سال های گذشته، همه ی فرهنگ دوستان را به اجرای گسترده ی آئين های بزرگداشت يلدای مهر و روشنايي فرا می خواند. باشد که در بلندترين و تاريک ترين شب زمستانی سرزمين مان، در کنار سروهای آراسته با نور و روشنايي، سرودخوانان و پر انرژی، به پيشواز خورشيد، آن فاتح شکوهمند تاريکی، بشتابيم.

ترديدی نيست که زنده داشتن و به روز کردن فرهنگ های زمينی و مردمی نه تنها يکی از راه های برون شد مردمان از چنگال خرافات و سنت های اندوه ساز و ايستا بشمار می رود، بلکه می تواند روند پيوستن مردمان ما را به جهان پيش رونده ای که شادمانی و آرامش را حق طبيعی انسان می داند سرعت بيشتری دهد.

با مهر و احترام

شکوه ميرزادگی

يلدای 2008

 

کميته بين المللی نجات پاسارگاد

www.savepasargad.com

نوشته شده توسط سردبیر مهدی صادقی  در ساعت 4:40 قبل از ظهر | -  |