اول اینکه جریان انتخابات و مسئلهء درگیریهای پیش آمده برای حذف اصلاح طلبان و برآوردن خواستهای
اصلی نظام بود ، در حال حاضر میتوانیم ببینیم که اصلاح طلبان چگونه بر شخصیت اصلی نظام موضع گرفته اند مگر آنانی که نمیتوانند به دلایل مصالح شخصی به صورت علنی به این اقدام روی آورند ، شاید اصلاح طلبان مانع خوبی برای دستیابی جمهوری اسلامی به مقاصد اصلی خود بودند که باید حذف میشدند ، البته که از اهداف مسئولان رده اول نظام میتوان به انرژی هسته ای و بعضن ساخت سلاح کشتار جمعی برای تداوم حکومت و سیترهء ان در خاور میانه نیز اشاره نمود ، برای چنین امری طبیعتن باید به چند محور اساسی دیگر نیز روی آورد ، بطور مثال شاید اصلاح طلبها به دلیل اینکه به نوعی افکار نزدیکتری به مردم ایران داشتند با ولایت مطلقهء فقیه بدان گونه که باید کنار نمی آمدند و این خود بهانهء روشنی برای کنار رفتن آنها از صحنهء سیاسی کشور میتواند باشد ، همان اتفاقی که هم اکنون نیز از سوی محمود احمدی نژاد سر زد ، ولی اینبار این اصولگرایان بودند که با توجه به تجربهء قبلی دست پیش را گرفتند و به واقع چه در مجلس و حتا چه در دولت به مخالفت علنی بر علیه محمود احمدی نژاد برخاستند ، شخصی که تا همین اواخر شاید به عنوان فرد اول در مملکت معرفی میشد البته در اجرا گری قوانین به این نتیجهء واضح رسید که کل سهم دولت از این بازی در این نظام همان 15 درصد تعیین شده است ، و البته شاید بهتر باشد به این نتیجه برسیم ، شاید بازی اینجا بود که به تقدس و قدرت یکنفر بیش از آنکه باید توجه شود ... همان صحبتی که در دقایق آخر مناظرهء انتخاباتی محسن رضائی با محمود احمدی نژاد رخ داد ، آیا با توجه به این شرایط میتوان گفت که دوران سپاه با ریاست جمهوری محسن رضائی و رهبر مقدس شدهء جمهوری اسلامی به شکل دیگری در حال بازی است؟ در هر صورت برخی از عوامل به شکل مشخصی از میدان بازی کنار زده شدند کسانی که در زمان بازی و قمار خویش باختند و تا کنون نتوانستند بدهی خود را بپردازند ، پس حتمن شخص دیگری به این بازی خواهد آمد تا هم قمار را یاد گرفته باشد وهم از تجربه های قبلی این را بداند که در صورت باخت باید بدهی خود را بر سر میز بپردازد ...
مهدی صادقی 25.05.2011

