اصلاحات سلطان
سلطان عبدالله بن عبدالعزیز به شدت تلاش میکند کشور خود را از بالا نوسازی کند. عظیمترین اقدامی که در برابر سلطان عبدالله قرار دارد، با وجود همه تفاوتها، یادآور پروسترویکای میخائیل گورباچف در اتحاد شوروی است. گورباچف در سالهای پایانی دهه هشتاد قصد داشت تا اتحاد شوروی سرشار از منابع طبیعی را برای دوران پس از پایان جنگ سرد آماده سازد. او درباره تجددی سخن میگفت که بسیاری آن را رد میکردند. گشودن درهای اتحاد شوروی اما با فروپاشی این ابرقدرت پایان گرفت. عربستان سعودی بزرگترین ذخایر نفتی جهان را دارد و غرق در ثروت است. این کشور یک جمعیت جوان و در حال رشد دارد. اما محافظهکاران سعودی مطلقا خواهان اصلاحات نیستند. آیا خطر فروپاشی عربستان سعودی را نیز تهدید میکند؟ و یا این که این کشور خواهد توانست به یک قدرت بزرگ مدرن تبدیل شود؟
این همه بستگی به این دارد که زنان عربستان مجاز به انجام چه کارهایی باشند یا نباشند. سعودیها تا کنون نیروی عظیم جامعه را بر اساس جنسیت تقسیم کرده بودند. زنان که نیمی از جمعیت را تشکیل میدهند، تا کنون به زحمت جایی در زندگی همگانی داشتهاند. این را همه میدانند. آنچه اما جدید است این است که اخیرا سعودیها درباره این موضوع بطور علنی حرف میزنند و مینویسند. هر چه زنان بیشتر حضور داشته باشند، به همان اندازه اصلاحات موفقیتآمیزتر خواهد بود، و برعکس.
جمان الشامی در کافهای در یکی از پاساژهای مجلل ریاض کامپیوتر همراه خود را میگشاید. این زن روزنامهنگار محدودیتهای روزانه را در عربستان سعودی به نقد میکشد. او معتقد است: «تقریبا همیشه این مردان هستند که محدودیت ایجاد میکنند و اگر زنان این محدودیتها را بپذیرند، در عمل با آنها همکاری کردهاند». الشامی چنان مصمم سخن میگوید که شنونده متقاعد میشود بهتر است با وی درگیر نشد. او میگوید موانع بر سر راه زنان را عمدتا سعودیهای معمولی به وجود میآورند. در اوایل سال جاری دولت پادشاهی طی حکمی مسافرت زنان بدون همراهی مردان را مجاز اعلام کرد. به گفته الشامی «این حکم به ویژه سفر شغلی زنان را خیلی آسان میکند ولی برخی از کارمندان هتلها بنا به عادت قدیمی گربهرقصانی میکنند». الشامی این مسائل را در روزنامه مطرح میکند چرا که معتقد است افشاگری بسیار یاری میرساند.
گفتگوی ملی- درمانی
جمان الشامی در یک مرکز خرید بسیار مجلل میگوید: «به اطراف خودتان نگاه کنید. بسیاری از زنان دیگر چهره خود را در کوچه و خیابان نمیپوشانند». در رستورانها بسیاری از زنان کاملا خودآگاه به بخش مجردها که پیش از این در انحصار مردان بود، میروند. الشامی میافزاید: «زنان در اتاقهای کنفرانس بین مردان مینشینند و نظر خود را میگویند که گاهی با نظر آقایان تفاوت دارد».
تا چند سال پیش، تصورپذیر نبود که عکس زنان را با چهره در روزنامه منتشر کنند. اگر «تایمز مالی» عکسی درباره نمایش موزیکال «کاباره» منتشر میکرد، سانسورچیان دست و پای رقصندگان را در تمامی نسخههای آن سیاه میکردند. جمان الشامی میگوید: «امروز نخستین زنان مجری در تلویزیون عربستان چهره نشان میدهند». یک کودتای تلویزیونی در کشوری که تا کنون مسئلهاش بیشتر بر سر ندیدن بود تا دیدن!
با این همه، حضور ساده کافی نیست. زنان در کجا میتوانند حرف خود را به کرسی بنشانند؟ بهترین جا برای یافتن پاسخ به این پرسش همانا جایی است که گزینش شدگان سعودی از چند سال پیش حق یافتهاند تا سخنی بگویند. نشست این شورا در ساختمانی یک طبقه در حومه ریاض برگذار میشود. دور تا دور آن را درختان نخل، چمنی که دائم در حال آبپاشی شدن است و اتاقکهای کنترل فرا گرفتهاند. درون ساختمان، پر از راهروهای طویلی است که آدم در آن گم میشود. نور الیوسف، پوشیده در پارچه سیاه با شال توری تا کنون تنها به عنوان مشاور در نشستهای شورا شرکت میکند، چرا که زن است. با این همه نظر این پروفسور اقتصاد در این شورا که طرحهای قانونی را به دولت پیشنها دمیکند، به حساب میآید. این شورا در عمل و به تدریج برای نخستین بار به یک مرجع کنترل واقعی در تاریخ عربستان سعودی فرا میروید. نور الیوسف با خشنودی ضمنی میگوید: «در آخرین جلسه این شورا، یکی از وزرا به شدت مورد سؤال قرار گرفت به طوری که صورتش کاملا سرخ شد و شروع به داد زدن کرد».
شورا متحدان قدرتمندی دارد: خود سلطان عبدالله از این نوع عربی شورا برای حساب پس دادن اعضای دولت حمایت میکند. سلطان عبدالله خودش در ماه مارس گذشته در برابر شورا قرار گرفت و برنامههای اصلاحی خود را اعلام کرد. از آن زمان شهامت اعضای این شورا افزایش یافته تا عریضههایی را که از مردم میرسند، در برابر اعضای دولت قرار دهد. این همه اما به کجا میانجامد؟ نور الیوسف میگوید: «به علنیت و به گفتگوی بدون سد و مانع درباره خودمان». اما آیا این یک امتیاز مربوط به نخبگان است؟ الیوسف پاسخ میدهد: «نه، فقط نخبگان نیستند. سلطان عبدالله مردم را به گفتگوی ملی دعوت میکند. این، نوعی بازار برای ارائه گفتگوست. کنفرانسهای بزرگی تشکیل میشوند که در آن سنیها و شیعیان، مذهبیان افراطی و لیبرالها در یک سالن مینشینند و درباره زنان، جوانان، اشتغال، بردباری و آموزش و پرورش بحث میکنند».
عربستان سعودی یک کشور دمکراتیک نیست اما پادشاه این کشور از قبایل و مردم این کشور میخواهد با یکدیگر به مشورت بپردازند. این امر به تدریج سبب رشد گفتگو به مثابه یک اقدام ملی- درمانی میشود آن هم با بوروکراتهایی که تا کنون همواره همه چیز را اینطور و نه طور دیگری انجام داده بودند و هم چنین گفتگو با شهروندانی که برایشان پیش از این همه چیز بهتر از آنچه بود که فردا در انتظارشان میتواند باشد.
پیوند محافظهکاران و عوام
پروسترویکای [علنیت] گورباچف با شباهت بسیار نزدیک به این روند آغاز شد. اوضاع نابسامان در قلمرو اتحاد شوروی، بوروکراتها را مجبور به حرکت کرد. دومین واژه گورباچف، گلاسنوست، به معنای شفافیت، بیش از هر چیز آزادی مطبوعات را در نظر داشت. سلطان عبدالله نیز از آزادی عقیده برای نوسازی دستگاه دولتی استفاده میکند تا مقاومت محافظهکاران و عوام را خنثی سازد. آزادی بیان سبب مشروعیت اصلاحات وی میشود.
محفظههای عظیم بتونی و شیشهای خیابانی را که به سوی فرودگاه میرود و آسفالتش از شدت گرما میسوزد، همراهی میکنند. ساختمان روزنامه «الریاض» مانند یک وزارتخانه در محافظت موانع بتونی، سیم خاردار و تانک قرار دارند. عربستان سعودی یکی از اهداف تروریسم است. پنجره بیرونی اتاق عبدالمحسن الداوود، معاون سردبیر «الریاض» تیره است و پنجره درونی چشماندازی از سالن و دفترهای شیشهای را در برابر او گشوده است. او با غرور درباره یک پاورقی در «الریاض» حرف میزند که باید جوانان را از پیوستن به جهاد در عراق یا افغانستان باز دارد. میگوید: «ما درباره رزمجویانی حرف میزنیم که علیل به خانه و کاشانه خود بر میگردند. درباره کسانی که اصلا نمیخواهند دیگر بجنگند و درباره کسانی که کشته میشوند». او توضیح میدهد پیش از این کسی جرأت نداشت درباره این مسائل کلمهای بنویسد و بگوید. مسائلی که پیش از این تابو بودند، روز به روز کمتر میشوند و دولت به ندرت دخالت میکند. الداوود میافزاید در روزنامهاش عمدتا درباره جدا کردن زنان، اشتباهات وزرا، و فشارهای «شورای تقوا» نوشته میشود «به هر حال در اینترنت درباره همه این مسائل بحث میشود. گاهی خوانندگان عصبانی برای ما مینویسند: چرا این چیزها را چاپ میکنید؟»
با وجود این، رشید الفاصن یکی از روزنامهنگاران «الریاض» شفافیت سعودی را کافی نمیداند و با گلهمندی میگوید: «ما با حرف زدن خالی در روزگاری بسر میبریم که دنیای پیرامون ما در تزلزل است. دنیایی که ایران در آن قدرتمند میشود و خاور میانه بیش از پیش در بحران فرو میرود». الفاصن ژورنالیست و همزمان صاحب یک زنجیره تجاری شامل نساجی، مستغلات و مواد غذایی است. نوشتن و تجارت برای کسانی که در عربستان سعودی میخواهند ترقی کنند، ترکیب نادری نیست. الفاصن به دنبال کارمندان فعال مانند منشی و حسابدار و بازاریاب میگردد. میگوید: «من چنین کارمندانی را پیدا نمیکنم. کجای کار اشتباه است؟» و ادامه میدهد: «آموزش و پرورش!» و توضیح میدهد: در مدارس و دانشگاهها دین تدریس میشود و دین! در کنار آن تاریخ و ادبیات هم درس میدهند: «همهاش مزخرف!» و غر میزند: «من اقتصاددان و مهندسی میخواهم که به موقع سر کارش حاضر شود». او میخواهد زنان را در میان کارمندانش ببیند «ولی نمیتوانم چنین کارمندانی پیدا کنم چرا که زنان یا در خانه میمانند برای اینکه اجازه ندارند با اتومبیل به سر کار برانند، و یا ادبیات تحصیل کردهاند!» به همین دلیل است که در پایان، او کارمندانش را از میان پاکستانیها و مصریها استخدام میکند.
راه به سوی مدرنیته
تفاوت پروسترویکای عربستان با پروسترویکای گورباچف درست در همین نکته است. در اتحاد شوروی به اندازه کافی مهندس و اقتصاددان وجود داشت. ولی این اقتصاد بیمار بود که جایی برای استفاده از آنها باقی نمیگذاشت. عربستان سعودی اما در حال شکوفایی است بدون آنکه به اندازه کافی کسانی را داشته باشد که بتوانند خوب کار کنند. گورباچف با قیمت پایین نفت و صندوق خالی ارزی باید دست و پنجه نرم میکرد. در حالی که سلطان عبدالله دارای گاوصندوقهای پر همراه با نفت هر بشکه بیش از هشتاد دلار است. شهرهای اتحاد شوروی و تأسیسات صنعتی آن فرسوده بودند. در حالی که شهرهای مجلل عربستان سعودی از زمین به آسمان سر بر کشیدهاند. پروفسورهای شوروی برای گذران زندگی باید به دستفروشی میپرداختند. در حالی که دانشگاهها و مدارس عالی کاملا مدرن انتظار اساتید عربستان سعودی را میکشند. در حال حاضر ده میلیارد دلار فقط برای همکاری دانشگاههای ممتاز غربی اختصاص داده شده است. امروز در دانشگاههای عربستان سعودی اگرچه شمار دانشجویان زن کمتر از مردان نیست ولی تا کنون تعداد کمی از آنها راه خود را از خانواده به سوی اشتغال کج میکنند. بسیاری از آموزگاران از آموزش خوب برخوردار نیستند. لغو قرارداد آنها ممکن نیست و بر برنامههای آموزشی هر نامی جز مدرن میتوان نهاد.
سعودیهای متنفد میخواهند این وضعیت را تغییر دهند. خانوادههای مرفه یک نوع مشاوره شغلی را به وجود آورده و زنانی را که داوطلب هستند به اشتغال شرکتهای مختلف در میآورند. برخی از آنان به تأسیس مدارس خصوصی پرداختهاند که در آنها نه فقط دین، بلکه فیزیک، انفورماتیک و بیوشیمی هم تدریس میشود. در این میان نور الیوسف ابتکار کاملا ویژهای به خرج داد.
الیوسف در حاشیه داغ پایتخت عربستان همراه با همفکرانش یک رؤیا را تحقق میبخشد: یک دانشگاه برای زنان که در آن دروسی بیش از دین و ادبیات تدریس میشود. این پروژه در عربستانی که تا شش سال پیش «وزارت دین» تعیین میکرد زنان چه بیاموزند، یک اقدام انقلابی است. در عین حال این پروژه به این پرسش نیز پاسخ میدهد که زنان چگونه میتوانند به موقعیتهای خوب دست یابند تا بتوانند در تصمیمگیریها مشارکت داشته باشند. الیوسف میگوید: «در این دانشگاه علوم طبیعی و زبانهای خارجی تدریس میشوند و بر رشتههایی مانند اقتصاد، تجارت و حقوق تأکید ویژه میگردد». او تأکید میکند این دانشگاه باید به یک دانشگاه ممتاز در عربستان تبدیل شود با تجهیزات درجه یک و اساتید عالی. بعد میخندد چرا که میداند: یکی از راههای عربستان سعودی به سوی مدرنیته در محوطه این دانشگاه پیموده میشود.
مسئله اما اینجاست که چند نفر میتوانند این راه را بپیمایند؟ آزادیهای بیشتر، مدارس بهتر، اشتغال بیشتر. این همه یک مسابقه با راهی گشوده به سوی کشوری است که در آن هر زن به طور متوسط پنج فرزند به دنیا میآورد. نور الیوسف به موفقیت عربستان سعودی باور دارد و پیشاپیش آن را حس میکند. او تعریف میکند که چندی پیش انجمن ملی اقتصاد مدیران خود را انتخاب کرد «من خودم را بدون آنکه چندان امیدی داشته باشم، نامزد کردم و نفر دوم و به این ترتیب معاون این انجمن بسیار بانفوذ شدم».
البته همه مانند الیوسف صبور نیستند. جمان الشانی در کافهای در یکی از پاساژهای مجلل ریاض در اینترنت در جستجوی آپارتمان است. البته او از پیشرفتهایی که در عربستان سعودی صورت میگیرد، خوشحال است. ولی به نظر او همه چیز در این کشور بزرگ بسیار آهسته پیش میرود. او که قصد دارد امسال از ریاض به دوبی کوچ کند میگوید: «همسایگان کوچک ما سریعتر، هشیارتر و پویاتر هستند».
سپاس بر آن ها که روز کورش بزرگ را همچون جشنی فرهنگی و ملی برگزار کردند
امسال نيز، همچون چند سال اخير، بسياری از مردمان با فرهنگ ايرانزمين در مراسم 7 آبان ـ 29 اکتبر ـ روز بزرگداشت کورش بزرگ، اولين مبشر حقوق بشر جهانی، شرکتی فعال داشتند. امسال، با اين که همچنان از برگزاری برنامه ها و جشن ها در دانشگاه ها و سالن های عمومی جلوگيری شد و با اين که برخی ـ هم در «بخش امنيتی» حکومت و هم در بخش اپوزيسيون ـ سعی در بهره برداری های سياسی و يا سودجويانه ای از اين روز داشته و عده ای مردم بی خبر را گرفتار درگيری و مشکلاتی کردند؛ اما بسياری از مردمان با فرهنگ و به خصوص جوانان ايراندوست ما، زير پوشش به شدت «امنيتی»، با هوشياری تمام و بدون سر و صدا و جنجال و شعار، روز هفتم آبان را، چه در اطراف آرامگاه کورش ـ که آن روز خاص راه هايش را به شدت بر ديدار کنندگان گروهی بسته بودند ـ و چه در خانه ها و يا سالن های خصوصی گرامی داشتند.
بيشتر اين برنامه ها آموزشی و در ارتباط با دهش های کورش بزرگ به بشريت بود ـ داده هايي چون آزادی مذهب، آشتی بين ملت ها، حق شادمانی و رفاه برای همه ی مردمان، و مسايل ديگری که با حقوق بشر امروز جهانی بسيار همخوانی دارند.
در بيرون از ايران نيز، تقريباً در اکثر کشورهايي که ساکنان ايرانی دارند، مراسم گوناگون اين روز همراه با سخنرانی، جشن، ميهمانی های کوچک و بزرگ و پخش پوستر و بروشور در بين غير ايرانی ها برگزار شد.
زيبايي اين برنامه ها در آن بود که اکثر گروه های سياسی و اجتماعي، و همچنين مراکز مذهبی گوناگون ايرانيان، همچون مراکز زرتشتی و يهودی و مسيحی، بدون هرگونه تبليغات مذهبی يا سياسی، و بدون بهره برداری های مادی، و صرفاً به قصد احترام به کورش بزرگ، اين روز را همچون يک جشن ملی و فرهنگی برگزار کردند.
در عين حال، اعضای کميته بين المللی نجات پاسارگاد و همراهان و پشتيبانان آن به خود می بالند که در اکثر اين برنامه ها ـ چه در ايران و چه در خارج از ايران ـ شرکتی موثر و فعال داشته اند و بسياری از اين برنامه ها با همکاری آنها برگزار شده است. همچنين، امسال بسياری از شخصيت های ادبی، فرهنگي و سياسی ايران در خارج و داخل ايران به ما اين افتخار را دادند که پيام های شادباش خود را از طريق کميته نجات پاسارگاد به مردم ايران برسانند.
در پايان لازم است که سپاس خاصی داشته باشيم از مديران و مسئولان سايت های اينترنتی، وبلاگ ها، و رسانه های ديداری و شنيداری که پوسترها، بيانيه ها و گزارش های کميته بين المللی نجات پاسارگاد را، به صورتی مرتب و ستايش انگيز پخش و بازتاب دادند.
با آرزوی اين که سال های آينده همه ی ما بتوانيم اين روز را، آن گونه که شايسته اش هست، در آزادی، آرامش، و امنيت در پاسارگاد و در همه ی شهرهای ايرانزمين جشن بگيريم.
با مهر
شکوه ميرزادگی
کميته بين المللی نجات پاسارگاد
چهارم نوامبر 2008 (چهاردهم آبان)
گزارش استقبال گسترده ی دوستداران کورش بزرگ
از جشنواره اینترنتی روز کورش
پس از آن که کمیته بین المللی نجات پاسارگاد، در آستانه روز کورش بزرگ، روز ملی ایران، در فراخوانی گسترده از همه وبلاگ نویسان خواست تا از تاریخ 6 تا 12 آبان ماه ( 27 اکتبر تا 2 نوامبر ) با ارائه آثار ماندگار خود درباره شخصیت تاریخی کورش بزرگ در رشته هایی همچون گزارش نویسی، نوشتارهای پژوهشی، یادداشت، طنز، عکاسی، کاریکاتور، داستان ، شعر و ... در هرچه فرهنگی تر برگزار نمودن این جشن ملی کوشا باشند ، خوشبختانه امسال - نسبت به سال های قبل - شمار بیشتری از وبلاگ نویسان و پایگاه های خبری با انتشار گزارش ها و نوشتارهای مختلف و همين طور پوسترها و بيانيه های کميته نجات این روز را گرامی داشتند.
از ویژگی های جشنواره اینترنتی کورش که امسال برای نخستین بار اجرا شد ، پیوستن شماری از وب نگاران جوان به جرگه گرامی دارندگان روز کورش بود که پیش تر تنها به مسائل اجتماعی ، هنری ، محیط زیست یا سیاسی می پرداختند. به ویژه حضور دوستداران محیط زیست در این میان چشمگیرتر بود که البته با توجه به نام نهادن امسال به نام سال میراث فرهنگی و طبیعی ایران از سوی کمیته نجات پاسارگاد و توجه بیش از پیش وب نگاران و سازمان های غیر دولتی به میراث فرهنگی و میراث طبیعی ایران ، این نگاه ویژه دوستداران محیط زیست و میراث طبیعی به روز کورش بزرگ قابل پیش بینی بود.
چون شمار وبلاگ ها و سایت هایی که با انتشار مطالب متنوع در این مدت، روز کورش را گرامی داشتند بسیار زیاد است و یافتن نام همه آن ها برای ثبت در فهرست پیش رو امکان پذیر نشد ، برای نمونه و به نشانه سپاس از همه یاران کمیته و دوستداران کورش ، تنها نام پایگاه هایی را که در این مدت همراه کميته نجات در اين جشن بزرگ شرکت کردند و يا همکاران ما لينک آن ها را برايمان فرستاده اند در ادامه آورده می شود و از همه یارانی که نامشان در این فهرست نیست خواهانیم تا برای کامل تر شدن آن ، لینک مطالبشان را برایمان بفرستند.
با مهر و احترام
کميته بين المللی نجات پاسارگاد
تارنگار ها:
آریا پارس
آخرین وبلاگ
http://lastweblog.wordpress.com
از میان روشنایی های شب
http://www.naerika.blogfa.com/
انجمن کهن دژ
http://www.kohandezhngo.blogfa.com/
ایران شناخت
http://www.iranshenakht.blogspot.com
ايران بلاگ
http://forum.iranblog.com/t66517/
ایرانفرا
ایران نوین
http://irannoveen.blogspot.com
ايران بلاگ
http://forum.iranblog.com/t66517/
ایرانیان آمریکا
اینجا ایران است
باران
برای ایران
http://www.barayeiran.blogfa.com/
تارنمای زرتشتيان
http://hamazoor.ir/persian/index.php? option=com_content&task=view&id=804&Itemid=657
پارسی گو
http://www.parsigo.com/post-260.aspx
پيام دانشجو، حشمت الله طبرزدی
http://mohandestabarzadi.blogfa.com/
تارنمای کورش زعیم
http://kouroshzaim.blogfa.com/
ثانیه
روزنامک
جمعیت دوستداران محیط زیست ( طبیعت یاران )
http://environmentalists.persianblog.ir/
جمعیت زنان مبارزه با آلودگی محیط زیست اصفهان
http://www.payamezenderood.com
حضرت عشق
http://hazrat-eshgh.blogsky.com/
دوستداران محیط زیست
http://www.animal.persianblog.ir /
دختر آتنش
http://fire-daughter1.blogfa.com /
ریوت استخری
http://rotstakhri.blogfa.com /
سرباز وطن
http://sarbazevatan.multiply.com
سحرگاهان
ستاره باران
http://setarehbaran.blogsky.com
عزت گوشه گير
http://ezzatgoushegir.blogspot.com/
فارسی
http://www.rfi.fr/actufa/articles/106/article_4121.asp
کانون گفتمان قرآن
http://www.askquran.ir/showthread.php?t=7398
نیمه گمشده
تارنماها، تلويزيون ها، راديوها
آزانس خبری کورش
اصغر آقا
اطلاعات نت
ایران ب ب ب
iranbbb.org
ایران پرس نیوز
ایران آن ایر
ايران نامه
http://www.drshahinsepanta.blogsky.com/
ايرانين دات. کام
http://www.iranian.com/main/node?page=2
پارسی گو
پرسيک (آلمانی ـ فارسی)
http://persik-online.de/magazin/de/mirzadeg i
پروزه ايران آزاد
پوشه
پویشگران
تارنمای رضا پهلوی
تارنمای وزارت امورخارجه دولت اسرائیل
تاریخ ایران در این روز
تریبون آزاد پان ایرانیست در خوزستان
http://paniran.blogfa.blogfa.com /
تلويزيون تصوير ايران
برنامه های مختلف
تلويزيون صدای آمريکا
برنامه چالنگی و خبری
تلويزيون پارس
در برنامه های مختلف
چشمان بيدار
http://chachmanbidar.blogspot.com/2008/10/blog-post_30.html
خانه ایرانیان
خبرگزاری جبهه ملی ایران
خبرنامه امیرکبیر
خبرنت
خندون
راديو آزادگان
رادیو فرانسه
راديو فردا
برنامه های مختلف
سپنتا پروداکشن
http://spentaproductions.com /
سرزمین جاوید
سکولاریسم نو
http://www.newsecularism.com /
شاهنامه و ایران
http://pr.shahnamehvairan.com /
شکوه ميرزادگی
گاه و ناگاه نوشته ها
گرین بلاگ
گویا نیوز
مردانی نیوز
همازور
هنرپاسارگاد
http://mohamadsalehizadeh.com/
یاران ایران جوان
http://iranjavan-groups.blogfa.com
خواهرخواندهی اصفهان در آلمان
نسیم محمدی: شهر فرایبورگ را شاید خیلیها نشناسند. اما شهر اصفهان را همهی ما به خوبی میشناسیم، حتی به دلیل ثبت آثار تاریخی این شهر مانند «میدان نقش جهان» در یونسکو، بسیاری از مردم دنیا نیز با این شهر آشنایی کامل دارند و یا حتی به آن سفر کردهاند. اما هنگامی که از اعلام خواهر خواندگی شهر فرایبورگ و اصفهان حرفی به میان میآید، با چشمانی متعجب روبهرو میشوی که نشان از بیاطلاعی دارند...
مطلبی بسیار خواندنی از نسیم عزیز ، پیشنهاد میکنم از دست ندهید.
مطلب بطور کامل در: لینک مستقیم به رادیو زمانه
عکسها در: لینک مستقیم به سیاه خانه
انتخاب اوبائیسم و آمریکای جدید ...
این تحلیل که با ریاست جمهوری مک کین در آمریکا ،حتمال حضور احمدی نژاد در دور بعدی ریاست جمهوری ایران تقویت می شد ،وافعا شدنی بود ،چون با حضور یکی مثل مک کین جنگجو ،سران حکومت ایران می بایست در قالب دموکراسی دینی! موازنه قدرت میکردن و یه آدم بی کله و داغ رو مقابل آمریکا می ذاشتن تا دست کم حکومت حفظ بش.خیلی باعث تاثر بود، و خوشبختانه اوباما آمد تا علاوه بر شروع جشن های شبانه در آمریکا ،خیلی از نقاط دنیا ذوق زده بشن و جو شدید "اوبامائیسم "رو ایجاد کنن.

بسیار تحلیل بجا و قابل تاملی است ، حتمن به وبلاگ حمیدرضا سری بزنید وادامهء مطلب را از دست ندهید: لینک مستقیم به دسپخت ژورنالیست ایرونی

