تبليغاتX
SECOND سازمان منطق - سلامِ سراب دنیا ، نصیب من ره نرفتهء آواره شده است...
سعی میکنم بنویسم ، در هر شرایطی که فراهم شود...

نا زیبا ولی زیبا ، سخت ولی آسان و تلخ ولی شیرین...

راستی هروقت به اینجا سری زدی یکدقیقه سکوت کن/


این از وبلاگ دوست عزیز و گرامیم گندم:

چهارشنبه 18 مرداد 1385 ساعت 09:49
واپسین کلاغ پسینگاهم از آن بامباغ سبز برخاست
 و از فراز اطاق های مرده ی دامنه گذشت
 دیگر تنها ماه بود
 که ما را
 تن هایی که رفته رفته همسیاه می شدیم
تنها می دید
 یک روان و دو تن
یک نگاه و دو چشم
 دو چراغ جادو
 در باغ پلنگان
 با کانون چاذبه اش
 که انبوه ترین درخت گردوی دنیاست
 نمایه ی تو گیسو همه سو !
 بید بیدها
 که در سایه ی تو
 پلک هام
رفته
رفته
می افتد
تا رؤیام
آمده آمده
 باز شود
 رؤیای پلنگ بیتاب
 از این بام
 تا تو :
 ماه تابان !

 

محمد حقوقی/ به مناسبت در گذشتش. یادش همواره استوار.

مرگ پایان کبوتر نیست.../

نوشته شده در 88/04/09ساعت 4:24 قبل از ظهر توسط سردبیر مهدی صادقی | |